مرضيه محمدزاده

1523

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

خسرو قاسميان خسرو قاسميان متخلص به « حامد » به سال 1336 ه . ش در « فراشبند » فارس به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود و جهرم و شيراز به انجام رسانيد و به خدمت آموزش و پرورش درآمد و در سال 1372 موفق به دريافت دانشنامه‌ى فوق ليسانس در زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه شيراز شد و اكنون عضو هيأت علمى بخش فارس دانشگاه علوم پزشكى شيراز مىباشد . او داراى قريحه‌ى شاعرى است « 1 » . از سال 1361 شمسى و با تأثيرپذيرى از نصر اللّه مردانى به صورت جدّى به سرودن پرداخت . شعرهاى او به صورت پراكنده در نشريات مختلف و برخى از مجموعه شعرهاى گردآورى شده انتشار يافته است . - * - آسمان آكنده بود از بوى غم * داشت گردون در بغل زانوى غم رنگ از رخسار هستى مىپريد * عالمى را غصه در خون مىكشيد چهره‌ى خندان گل پژمرده بود * باغ و راغ و بوستان افسرده بود مرغ آزادى فتاده در قفس * كس نبودش در جهان فريادرس از حقيقت در جهان نامى نبود * خلق را از ظلم آرامى نبود كار با زور و زر و تزوير بود * زندگانى پاى در زنجير بود چرخ مىزد سكه با نام ستم * دور گردون بود بر كام ستم سينه مالامال آه سرد بود * درد بود و درد بود و درد بود تا عيان شد آفتاب مشرقين * جلوه‌ى نور خدا يعنى حسين ( ع ) سرور آزادگان روزگار * سرخ‌پوش عرصه‌هاى كارزار داشت در انديشه طرح انقلاب * تا كند نقش ستم نقش بر آب سر به پيش انداخت در شام سياه * راه رفتن باز شد بر آن سپاه چون سخن از كشتن آمد در ميان * گشت خلوت دور آن سرو روان هركسى در خلوت آن شام تار * فرصتى مىيافت از بهر فرار دشمنان از دوستان بايد شناخت * هر كه را در امتحان بايد شناخت ننگتان اى كوفيان بىوفا * عهد و پيمان و جفاكارى چرا ؟ بىوفايان ، زان جفا كارى چه سود ؟ * نامه‌ها بهر وفادارى چه سود ؟ غير هفتاد و دو تن پروانه‌وار * كس نماند از آن گروه بىشمار شمع را پروانه گيرد در ميان * عاشقان را نيست پروائى ز جان جام صبر عاشقان لبريز بود * شوق وصل دوست شورانگيز بود

--> ( 1 ) - سيماى شاعران فارس در هزار سال ؛ ج 2 ، ص 1230 .